تبلیغات
ارباب حکمت - حجاب در قرآن(پرسش و پاسخ به همراه ارائه رساله حجاب )

1- سلام، می‌خواستم نظر علامه را راجع به پوشش موی سر برای خانم‌ها و دلایل ایشان بر لزوم یا عدم پوشش سر بدانم. پاسخ: با سلام و عرض اردات در ابتداء به عرض می‌رسانم «لفظ» «مُسلم» به معنای تسلیم شونده به امر آمر است. یکی از معانی اصلی آن در قرآن کریم نیز همین است. ابراهیم و اسماعیل به هنگام برافراشتن پایه‌های بیت الله، از خدا خواستند که آن دو را از تسلیم شدگان خود قرار دهد و نیز ذریه آنها را. رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ (بقره 128)

و نیز به آیات زیر نگاه کنید

إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ (بقره 131)

فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِینَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّیِّینَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَیْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ (آل عمران 20)

فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّىَ یُحَكِّمُوكَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا (نساء 65)

و آیات عدیدۀ دیگر که همه سخن از تسلیم در برابر فرمان پروردگار دارند.

پس مؤمن مسلم نباید دنبال بهانه تراشی باشد تا به نحوی شانه از بار مسؤولیت اجراء احکام خالی کند.

پس از این مقدمه، باید گفت علامه غروی معتقد بود مسلمانها باید در مقام تسلیم به اوامر الهی، احکام آمره و ناهیه خود را از متن کتاب بگیرند و لاغیر. بناءبراین درباره همه احکام نظرشان در محدوده آیات کتاب بود نه خارج آن و از خود فتوی یا نظری خلاف قرآن نمی‌دادند.

حجاب ارائه شده توسط حضرت باری دو آیه در قرآن دارد یکی آیه 31 سوره نور است که ضمن بیان چند حکم، حجاب و پوشش مو را به روشنی تصریح کرده است، و چون در خلال فرمان دادن به ضرورت عدم ابداء زینت است توسط زنان، نشان می‌دهد که خدای تعالی موی زنان را جزء زینت آنها دانسته و در واقع هم چنین است. به همین دلیل، پیامبر اکرم هم زنان را از تراشیدن موی سرشان نهی فرمود[1]. و امروز، زنان هزینه‌های گزافی متحمل می‌شوند برای آراستن موهای خود.

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (نور 31)

پس در آیاتی که به زنان دستور می‌دهد زینتهای خود را آشکار نسازند موی سر را هم شامل می‌شود. حال ممکن است بگویید، خوب اگر زنی موهایش را آراسته نساخت و از آن به عنوان زینت بهره نگرفت، حکمش چیست؟ جواب این است که خدای تبارک و تعالی به خفایای امور و نیز از آنچه در سینه‌های مردم و از زبان آنها می‌گزرد، آگاه است، بناءبراین اگر می‌خواست استثنائی قائل شود، مثل احکام دیگری که در آنها استثناء آورده، در پی همین آیه ذکر می‌فرمود. حتی علامه غروی نظرشان بر این است، که زنان مسلمان وقتی به کشورهای غیر مسلمان سفر می‌کنند، و بر اعتقاداتشان پابرجا هستند، باید حجاب قرآنی خود را مراعات کنند، و خود حکم صادر نکنند که هدف خدای تعالی از انزال آیات حجاب این بوده است که زنان مورد توجه مردان قرار نگیرند، و اگر ما در جامعه‌یی که همه زنان بدون حجابند، با حجاب باشیم، جلب توجه می‌کنیم و این خود نقص غرض می‌شود. ایشان بر طبق آیات الهی که فرمان جهاد می‌دهد و از مسلمانها می‌خواهد تا می‌توانند قوت و اسپان بهم بسته گرد آورند تا بدان وسیله دشمنان خدا و خود را هراسناک سازند، معتقد بودند این عمل زنان مسلمان قبل از هر چیز یک جهاد و دفاع از کیان است و میزان پایبندیشان به دینشان را می‌رساند.

وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ (انفال60)

و سپس آنکه همین پایبندی ایجاد همبستگی بین آنها می‌نماید و در نتیجه موجب ایجاد هراس در دل مخالفان می‌گردد. امروز رفتار غربیان با مسلمانها، خصوصاً زنان مسلمان پای بند به اصول را می‌بینید، و نیز رفتار آنها را در سرزمین مسلمانها نظاره‌گر هستید، که چگونه با توسل به قوای قهریه خاکشان را اشغال کرده‌اند و موجب نا امنی و کشتار ایشان به دست یکدیگر شده‌اند. و اینها همه از غفلت مسلمانها و مرعوب و مجذوب شدنشان در برابر تمدن غرب است. مسلمانها نباید از این که بگویند مسلمان هستیم خجالت بکشند و مقهور شوند.

آیه دوم درباره حجاب و پوشش زنان در سوره احزاب است آیه 59. در این آیه کیفیت و کمیت (چگونگی و اندازه) تن پوش زنان را مشخص می‌نماید. جلباب در لغت به معنای پیراهن گشاد (القمیص الواسع) است. راغب اصفهانی در مفردات می‌نویسد: و الجلابیب: القُمَص و الخُمُر – یعنی پیراهنها و روسری‌ها، و مفرد آن جلباب است. پس این کلمه به هیچ وجه به معنای چادر نیست بلکه تن پوش است و می‌تواند سرپوش هم باشد، پیراهن کلاه دار.

راغب در معنای خمار می‌نویسد: الخَمر، سَترُ الشئِ و بقال لما یُستَرُ به خمارٌ. لکنِ الخمارُ صار فی التعارف اسماً لما تُغَطیِّ به المرأةُ رأسها و جمعُه خُمُر. و اختَمَرتِ المرأةُ و تَخَمَّرَت.

خمر پوشاندن چیزی است، و به آنچه بدان می‌پوشانند خِمار گفته می‌شود لکن خمار در لغتِ مصطلح، اسمی شده است برای آنچه زن با آن سرِ خود را می‌پوشاند و فعل آن در همین معنی اختَمَرت و تخمَّرت می‌باشد.

محقق بزرگوار آقای امیر حسین ترکاشوند در ص 983 از نوشته تحقیقی خود تحت عنوان حجاب شرعی در زمان پیامبر می‌گویند سرانداز و روسری برای مهار مسائل اقلیمی منطقه بود، و به همین دلیل، چه مردان، چه زنان، از آن استفاده می‌کردند.

می‌پرسیم: اگر همه مردان و زنان از روسری، برای محافظت چشم و صورت و موی سر، از باد و گرد وخاک و آفتاب سوزان، استفاده می‌کردند، و یک ضرورت بوده، و آیات مورد بحث در خصوص حجاب هم، آنطور که شما می‌گویید، برای مقابله با یک پدیده موقتی اجتماعی بوده و مخصوص همان دوران، و اکنون زمانش گزشته است، پس چرا خدای حکیم علیم این آیات را نازل فرمود. وقتی همه مردان و زنان، چون ضرورت ایجاب می‌کرده، تمام بدن و سر و صورت خود را می‌پوشانده‌اند، پس آن ضرورتی که حتماً موقت بوده و خدای قدیر علی کل شی را وادار کرده زنان را به پوششهای خاصی دعوت کند، چه بوده است.

حتی می‌توان به همان روایتی که در صدر صفحه مذکور بدان استناد کرده‌اند توجه بیشتری نمود؛ ما مِنهُنَّ اِمرأةٌ اِلاَّ قامَت اِلی مِرطِهَا المُرَحَلِ فَاَعتَجَرَت بِهِ تَصدیقَاً و اِیمانَاً بِما اَنزَلَ الله مِن کِتابِه

اساسِ گرویدن، ایمان آوردن به وحی و تسلیم به آیات کتاب بوده است نه چیز دیگری. در همین روایت که در مأخذ اهل سنت هم یافت نشد، تأکید می‌کند، راست انگاشتن و باور داشتن و ایمان به آنچه خدای تعالی نازل فرموده، آنان را بر آن داشت تا حجاب بر خود گیرند. آیا امروز پایه و اساس چنین ایمانی فرو ریخته و دیگر نیازی به آن نیست؟!

بخاری در ج 3 در کتاب تفسیر، در تفسیر سورۀ نور، در دو حدیث به شماره های 4758 و 59 آورده است که؛

عروة از عایشه روایت می‌کند که گفت:

یَرحَمُ اللهُ نِساءَ المُهاجِراتُ الاَوَلِ، لَمّا اَنزَلَ اللهُ «و لیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ» شَقَّقنَ مُرُوطِهِنَّ فَاختَمَرنَ بِهِ.

و در حدیث دیگر عن صَفیَّه بنت شَیبَه، اَنَّ عائشَةَ رَضِی الله عَنها کانَت تقول: لما نَزَلَت هذه الایه: «و لیَضربن بِخمرهن علی جُیوبِهِنَّ» اَخَذنَ اُزُرَهُنَ فشَقّقنَها من قِبَلِ حَواشیها فَاختَمرنَ بِها.

در این دو روایت هم اوج ایمان زنان صدر اسلام نشان داده می‌شود که به محض نزول آیه، منتظر دوختن و تهیه کردن روسری نماندند. و ازار یا روانداز و شمد خود را پاره کرده بر سر انداختند.

اما پاره کردن شمد حاکی از آن است که خِمار یا جِلباب هیچ یک به معنای چادر مصطلح امروز نمی‌باشد.

این دو روایت این مطلب را که از عائشه در همان صفحه نقل کرده‌اند نقض می‌نماید که خمار در صدر اسلام به صورت عمامه بوده است. مضافاً بر اینکه اصل، کتاب خدا است وطبق آیات عدیده،

مثل آیه 155 انعام؛ وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

و این کتابی است که فرو فرستادیمش تا مایه افزونی (برکت) گردد پس آن را پیروی کنید و پرهیز از (معصیت خدا) پیشه سازید.

و 53 آل عمران: رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ

پروردگارا ایمان آوردیم بدانچه فروفرستادی و پیروی نمودیم رسول را پس (نام) ما را در زمرۀ گواهان بنویس.

و زمر 55: وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَیْكُم مِّن رَّبِّكُم

و پیروی کنید بهترین چیزی را که فرو فرستاده شده به سوی شما از پروردگارتان

و 3 اعراف: اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء

و پیروی کنید از آنچه فروفرستاده شده به سوی شما از پروردگارتان و پیروی مکنید جز او اولیاء دیگری را

و نیز آیات دیگر، پیروی از همۀ آیات کتاب را خواسته است و نیز از مردان و زنان مؤمن خواسته است از فرمان خدا و رسول سرپیچی نکنند و در برابر دستورات آنها راه دومی را خود انتخاب ننمایند.

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِینًا (احزاب 36)

و نبوده است برای مرد و زن مؤمنی، هرگاه فرمان دهد خدا و رسولش امری، که خود گزینشی در کارشان داشته باشند و هرکس نافرمانی کند خدا و رسولش را پس هر آینه گمراه شده است، گمراهی آشکار.

البته هیچ یک از این آیات و دیگر آیات کتاب ناقض آزادی و حق انتخاب انسان نیست. مخاطب قرآن ایمان آورندگانند، که آنها هم در قبول و عمل آزادند، به میزانی که عمل کنند مراتب ایمان و تقوای آنها نزد خدای تبارک و تعالی مشخص می‌شود. درجات کمالی انسان مؤمن در راه سلوک و وصول و لقاء پروردگار، متعیّن می‌گردد، پس آن کس که طالب وصول و لقاء محبوب است، تسلیم محض همۀ اوامر او می‌باشد. پس نباید نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ (نساء 150) باشد. و نیز مصداق این آیات نباشد که فرموده: كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِینَ الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ (حجر 90و91)، همانگونه که فرو فرستادیم به مقتسمین (آنان که هر یک سهم مفید به حال خود را برمی‌گیرند)، آنان که قرآن را قطعه قطعه ساختند. (یا بخش بخش، یا پاره پاره)

آیا اگر امروز، ما بیاییم و به منظور عصری کردن قرآن، آیات آن را پاره پاره و بخش بخش کنیم، و گروهی از آیات را متعلق به همان دوران، و مربوط به زمان خاص و جغرافیای ویژه بدانیم، مشمول همین آیات نمی‌شویم. اگر ما قرآن را کلام خدا می‌دانیم، خداوند ایمان به همه آیات و عمل به آنها را از ما خواسته است، و اطاعت ما را به نفع خودمان دانسته، و پیامبر اسلام و دین او را خاتم انبیاء و کتابهای الهی شمرده، و فرموده است:

امروز دین شما را برای شما کامل ساختم و نعمتم را (که چیزی جز هدایت و کتاب نیست) بر شما تمام کردم، و در صورتی از شما خشنود و راضی هستم که دین شما تسلیم بودن (به کتاب و هدایت من) باشد.

بار دیگر بازگردیم به بررسی و تحقیق در لغت:

در تفسیرِ یک جلدی البلاغ از آیت الله صادقی تهرانی در ذیل آیه 31 نور می‌نویسد:

و «و لیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ» التی عَلی رُؤُسِهِم «علی جُیُوبِهِنَّ» سِتراً لَها عَلی النَظَرِ اِلیها.

و تفسیر جلالین در ذیل همین آیه می‌نویسد:

ای یَستُرنَ الرُؤُسَ و الاَعناقَ و الصَدرَ بِالمَقانِع. یعنی بپوشانند زنان سرها و گردنها و سینه‌‌هایشان را با روسری‌ها (مقنعه‌ها)

قاموس اللغه در ذیل کلمه جلباب می‌نویسد:

القَمیص و ثَوبٌ واسعٌ لِلمَرأة دُونَ المِلحَفَه، او ما یُغَطّی به ثِیابُها مِن فَوقٍ کَالمِلحَفَه، و هو الخِمار.

پیراهن، و جامه گشاد برای زن. به جز ملحفه (ملافه) و یا آنچه بدان لباسهایش را می‌پوشاند (روپوش) از بالا مثل ملحفه، یا آنکه به معنای خمار است.

نتیجه آنکه اگر جلباب در برخی از روایات هم به معنای خمار آمده در قرآن کریم به معنای لباس رو، روپوش و پیراهن گشاد آمده است. زیرا در دو آیه از دو لغت خمار و جلباب (خمرهن و جلابیبهن) استفاده کرده است و خدای متعال هدفش حیران کردن مردم نبوده، بلکه می‌فرماید این قرآن عربی مبین غیر ذی عوج است، آشکار و روشن و بی هیچ کژی است. پس خمار را در معنای لغوی خود یعنی روسری، و جلباب را نیز در معنای لغوی خود، یعنی پیراهن گشاد بکار برده است. و اگر هر دو واژه را به یک معنا بکار برده باشد و یک جا از فعل ضرب و یک جا از فعل اِدناء، و هردو لغت به معنای روسری و مقنعه باشد، مفاهیم کاملاً متضارب و متداخل و غیر قابل فهم می‌شوند. و نیز قاموس در ذیل لفظ خمار می‌نویسد:

النصیف: و نصیف در لغت اینگونه معنی شده: کل ما غطّی الرأس من عِمامَةٍ او خِمارٍ او غَیرِهِما. هر آنچه که سر را بپوشاند از عمامه یا روسری یا غیر آنها. پس اطلاق لفظ خمار، به شال گردن و چیزی مانند آن اصلاً درست نیست. زیرا کسانی هم که جلباب را روسری و خمار را شال گردن دانسته‌اند، باید توجه داشته باشند که شال گردن زیر روسری یا چارقد که روسری بلند است، کاملاً بی معنی و زائد و غیر ضروری است.

نتیجه، با توجه به لغت، قرآن و فصاحت آن، روایات صحیح و قابل استناد و ادبیات عرب، خمار قطعاً سرپوش است و همان روسری است، و جلباب لباس گشادی است که زنان روی لباسهای زیبا و تن نمای خود می‌پوشند. امروز در لغت عرب، به روسری خمار می‌گویند و به مانتوهای گشاد، جلباب. و هرگز جلباب را در معنای روسری یا چادر به کار نمی‌روند. عبارت «یدنین علیهن» در آیه سوره احزاب فرمان به بلند کردن قد لباس و بهم آوردن دامنها و سینه پوشهای آن است.

حدود ده سال قبل در موضوع حجاب در قرآن چند جلسه صحبت داشتم که لوح فشرده و خلاصه تدوین شده و جزوۀ آن در دسترس می‌باشد. می‌توانید مطالب بیشتری را در آنجا مطالعه کنید.

فایل پی‌دی‌اف رسالۀ حجاب

2- اگر من به یک کشور خارجی بروم که در آن بی‌حجابی عرف است، آیا زن من می‌تواند در عین عفت و حجاب کامل بدون حجاب باشد؟

پاسخ:

اسلام یک نمادهای خارجی دارد که انجام آن توسط یک فرد مسلمان نشان می‌دهد که او مسلمان است بدون هیچ توضیح اضافی. مثلاً نماز، و برای خانم‌ها در هر جامعه‌یی چه مسلمان و چه غیر مسلمان، حجاب نماد بیرونی و معرفی است که ما مسلمانیم. اگر شما در یک جامعه اروپایی در کنار خانمی حرکت کنید که با حجاب است، شما هم به عنوان مسلمان شناخته می‌شوید. چرا ما باید بترسیم از اینکه بگوییم مسلمانیم و پیروان سایر ادیان آزاد باشند که در هر نقطه از عالم دین خود را ابراز کنند؟! آیا این از سستی و ضعف ما نیست؟!

اگر ما قرآن را پذیرفته‌ایم حجاب هم یکی از احکام آن است مثل نماز. آیا استاد قرضاوی که گویا هم اکنون رئیس الازهر است می‌تواند بگوید در مجامع آکادمیک، کسب علم واجب‌تر از نماز است؟! اما سخن بر سر اجبار و اکراه است یعنی همانطور که نمی‌شود کسی را مجبور به نماز خواندن کرد کسی را هم نمی‌توان به داشتن حجاب واداشت.

3- آیا حجاب شامل موی سر هست و حتماً باید پوشیده باشد؟ که حتی ما می‌شنویم اگر یک تار مو بیرون باشد از همان تار مو در جهنم آویزان می‌کنند؟

پاسخ:

خداوند هیچ زنی را به خاطر پیدا بودن یک تار مویش در جهنم آویزان نمی‌کند. شکی نیست که موی زن از بهترین و برجسته‌ترین زینتهای ظاهری و پیدای او است و خداوند فرموده و لایبدین زینتهن (نور31) این نهی مثل امر به اقامه نماز و ایتاء زکوة است. جهنمی را که تشبیه و تمثیل در کتاب خدا و از کلام خدا است باید آغازش را در همین دنیا مشاهده کنیم. آتشی که در خانه‌ها و جامعه روشن می‌شود از بی‌قیدی و لا ابالی گری نظاره کنیم. مگر نمی‌بینیم؟! سخن خدا در این است؛ صلاح جامعه در مراعات عفت و وقار و سنگینی و متانت است نه در سبکسری و ...

4- آیا در کشورهایی که حجاب عرف جامعه نیست برای زن مسلمان لازم است که حجاب داشته باشد؟

پاسخ:

حجاب برای زنان مسلمان یک نشانه است و اتفاقاً در کشورهای غیر مسلمان برای جلوه‌گر ساختن حضور خود و نشان دادن پایبندی به اعتقاد خود باید نه تنها حجاب، بلکه تمام پوشش آنها منطبق با آیات سوره نور و احزاب باش. البته کلیت دین از منظر خالق هستی اجباری نیست و اکراهی در آن نیست. اما آن کسان که ایمان آورده‌اند از زن و مرد باید ظاهرشان مثل باطنشان آراسته به زیور خصال بر آمده از ذات پروردگار باشد


برچسب ها: حجاب ، دکتر غروی ، حجاب در قرآن ،

Foot Complaints
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:09
I know this website provides quality dependent articles and other material, is there any other
web site which presents these information in quality?
home std test kit
دوشنبه 5 تیر 1396 02:51
چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر
شدن مناسب ابتدا آیا واقعا نشستن بسیار خوب با من پس
از برخی از زمان. جایی درون پاراگراف شما در واقع قادر به من مؤمن اما فقط برای کوتاه در حالی
که. من هنوز کردم مشکل خود را با جهش در منطق و شما خواهد
را سادگی به کمک پر کسانی که معافیت.
که شما که می توانید انجام من را بدون شک بود در گم.
std testing near me
شنبه 3 تیر 1396 15:15
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که
ظاهر شدن مناسب در آغاز آیا نه کار بسیار خوب
با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما قادر به من
مؤمن اما فقط برای while. من این کردم مشکل خود را با فراز در مفروضات و یک خواهد را خوب به کمک پر کسانی که معافیت.
در این رویداد شما در واقع که می توانید انجام من
را بدون شک تا پایان در گم.
http://maiakettler.jimdo.com/
سه شنبه 2 خرداد 1396 04:48
Thanks on your marvelous posting! I quite enjoyed reading it,
you will be a great author.I will make certain to bookmark your blog and will often come
back later on. I want to encourage you to continue your great writing, have
a nice day!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر