تبلیغات
ارباب حکمت - تخالف قرآن با حدیث ( توضیحی پیرامون عدالت صحابه، علم غیب پیامبر، سب و لعن، سبقت در ایمان، ساحت مغفرت الهی)

قطعاً اعمال و افعال انسان، بما هو انسان، در مقایسه با اطلاقات و مطلقات صفات حسنه، که از حادثه وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی (حجر 29) نشأت می‌گیرد، از امور نسبیه است پس صفت عدالت در هیچ بنده‌یی از بندگان خدا، به طور مطلق متحقق نمی‌گردد. بناءبراین میزان در سنجش عدالت و نیز سایر صفات بارز در انسان عمل و کارکرد عملی او است.

لَن نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَ سَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (توبه 94). بگو (ای پیامبر) هرگز ایمان نیاوریم به شما، هر آینه باخبر ساخته است ما را خدا از اخبار شما و خواهد دید خدا عمل شما را و نیز رسول او، سپس بازگردانده شوید به سوی آگاه به پنهان و پیدا، پس خبر دهد شما را بدانچه می‌کرده‌اید.

و باز در همان سوره خطاب به رسولش (ص) فرموده:

وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (توبه 105).

و بگو (ای پیامبر) عمل کنید پس خواهد دید خدا عمل شما را و نیز رسول او و مؤمنان و بازگردانده خواهید شد به سوی آگاه به پنهان و پیدا پس خبر دهد شما را بدانچه می‌کرده‌اید.

عملکرد اصحاب به طور مطلق و به تمامه مورد تأیید و قبول رسول خدا نبوده است و خود، این نارضایی را با به تصویر کشیدن روز قیامت و حشر بیان فرموده و گفته است:

اَنا فَرَطُکم علی الحوضِ و ساُنازِعُ رِجالاً فاَغلِبُ علیهم فلاَقولَنّ رَبّ اُصَیحابی! اُصَیحابی! فلَیُقالَنَّ لی: اِنَّکَ لا تدرِی ما اَحدَثوا بَعدَک. (احمد حنبل، ج 1، ص 453/ ابن ماجه، مناسک، 76)

من پیشاهنگ شمایم بر حوض، و منازعه خواهم کرد با مردانی پس بر ایشان غالب می‌گردم آنگاه می‌پرسم: ای پروردگار من! اصحابک‌های من! اصحابک‌های من! پس پاسخ داده می‌شود به من که: تو نمی‌دانی چه‌ها پدید آوردند بعد از تو.

و نیز در روایتی دیگر آمده است که فرمود:

لَتَرِدَنَّ الحَوضَ عَلَیَّ رجالٌ مِمَّن صَحِبَنی و رَآنی، فاذا رُفِعُوا اِلَیَّ و رَاَیتُهُم اُختُلِجوا دُونی، فَلَاَقولَنَّ: اَصحابی! اَصحابی! فَیُقالَ: اِنّک لاتَدری ما اَحدَثوا بَعدَک! (احمد حنبل، 5، 50)

حتماً وارد می‌شوند در حوض بر من مردانی از آن کسان که با من هم صحبتی کردند و مرا دیدند، پس آنگاه که به سوی من هدایت شدند و من دیدمشان، ربوده شدند از برابر من، پس هر آینه حتماً می‌پرسم: اصحاب من! اصحاب من! آنگاه پاسخ داده می‌شود: تو نمی‌دانی چه‌ها پدید آوردند بعد از تو.

خدای تعالی نیز در کتاب مجیدش تا آن حد دائره اجراء عدالت و عادل بودن را تنگ و مضیّق ترسیم فرموده که دیگر هیچ جای شبهه‌یی در عدم عدالت مطلق اصحاب باقی نمی‌ماند، بلکه در ضمن امور نسبی قرار داده می‌شود با حفظ مراتب. برحسب ظاهر و معنا، اِعمال عدالت توسط یک مرد نسبت به همسرانش، از آسانترین موارد اظهار این صفت است، با این حال خدای تعالی می‌فرماید:

وَلَن تَسْتَطِیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَیْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ (نساء 129)

و هرگز نتوانید که عدل برقرار سازید بین زنان هرچند (بر این کار) حریص باشید.

بر این اساس، و با توجه به تکالیفی که خدای عزوجل برای رسولش مقرر فرموده، و با عنایت به آیاتی که پیامبر (ص) از غیبت ندانستن خود خبر می‌دهد، و حتی می‌گوید نمی‌دانم با من چه می‌کنند، مثل این آیات:

قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِی خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّی مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَى إِلَیَّ (انعام 50)

بگو (ای پیامبر) نمی‌گویم شما را که نزد من گنجینه‌های خداوند است و نمی‌دانم غیب را و نمی‌گویم شما را که من فرشته‌ام، پیروی نمی‌کنم جز آنچه را که وحی می‌شود بر من.

قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ (نمل 65)

بگو (ای پیامبر) نمی‌داند هر کس که در آسمان‌ها و زمین است غیب را جز خدا.

وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَمَا مَسَّنِیَ السُّوءُ (اعراف 188)

و چنانچه می‌دانستم غیب را، هر آینه زیاده می‌ساختم خیر را و نمی‌بَسود مرا هیچ گزندی.

قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِی مَا یُفْعَلُ بِی وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا یُوحَى إِلَیَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِیرٌ مُّبِینٌ (احقاف 9)

بگو (ای پیامبر) نبوده‌ام نوآوری از رسولان و نمی‌دانم چه می‌کنند با من و نیز نه با شما، پیروی نکنم جز آنچه بر من وحی شود و من بیم دهنده‌یی روشنگرم.

... وَإِنْ أَدْرِی أَقَرِیبٌ أَم بَعِیدٌ مَّا تُوعَدُونَ (انبیاء 109)

... و نمی‌دانم آیا نزدیک است یا دور است آنچه وعده داده می‌شوید.

پس دیگر حقی برای او باقی نمی‌ماند که از بهشتی یا جهنمی بودن آحاد مردم و حتی اصحاب خود خبر دهد. بناءبراین روایاتی مثل حدیث عشرۀ مبشره یا احادیث طینات کلاً و تماماً مجعول و منحول می‌باشد.

و اما در خصوص سب و لعن

سبّ در لغت به معنای «شتم» است و آن سخن زشت بر زبان آوردن است که به لغت فارسی آن را «دشنام» گویند و رازی می‌گوید «سب» مقال است و مشافهه، که ابزار آن زبان و دهان و لبها هستند. آیه 108 سوره انعام نیز مشعر بر همین معنا است.

وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَیَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ

و ناسزا مگویید آن کسان را که می‌خوانند غیر خدا را پس آنگاه آنان نیز ناسزا گویند خدا را به دشمنی به ندانستن، این چنین بیاراستیم برای هر امتی عملشان را سپس به سوی پروردگارشان بازگشت ایشان است پس خبر دهد ایشان را بدانچه می‌کرده‌اند.

ولی «لعن» جز این است. لعن یک اقدام عملی است به معنای طرد کردن و از خود راندن و به دوستی نگرفتن، که اینها همه حتماً به زبان انجام نمی‌گیرد، التبه طرد عملی می‌تواند همراه با سب و شتم یا دشنام به زبان نیز ملازم گردد، ولی لزوماً چنین نیست.

لعن در لغت: لعن فلاناً اخزاه و سبّه و ابعده من الخیر، طرده.

خفیفش ساخت و دشنامش داد و از خیر دورش کرد، طردش نمود.

قاموس در ثلاثی مجرد فقط معنای «طرد و ابعاد» را آورده است ولی در باب تفاعل به معنای «تشاتم و تماجن یا تمازح» آورده است.

و راغب نیز در مفردات همان معنای «طرد و اِبعاد» را ذکر کرده ولی شگفت این است که قسمت عملی را فقط به خدای تعالی نسبت داده آن هم در آخرت و گفته است: اللعن؛ الطرد و الابعاد علی سبیل السخط و ذلک من الله تعالی فی الآخرة عقوبة. و فی الدنیا انقطاعٌ من قبول رحمته و توفیقه. اما به انسان که می‌رسد، آن را شبیه «سبّ» ساخته می‌گوید: و من الانسان دعاءٌ علی غیره. و این اشتباه فاحشی است که راغب در لغت مرتکب شده و بی‌تردید تابع مفهوم شایع در عرف عامه گشته است.

با توجه به جمیع آیاتی که لفظ «لعن» در آنها مذکور است، به ضوح این مفهوم حاصل است که خدای تعالی معنای حقیقی لغت را اراده فرموده و مرادش این است که کافران و مشرکان و گنهکاران و ستمگران همه از ساحت رحمت و مغفرت الهی طرد می‌گردند و بدان راه ندارند و مؤمنان نیز آنان را از دایره دوستی و محبت و ارادت خود دور می‌سازند و به آنها دورباش می‌دهند به این آیه توجه کنیم:

إِنَّ الَّذِینَ یَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْكِتَابِ أُولَئِكَ یَلعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (بقره 159)

همانا آن کسان که می‌پوشانند آنچه را که فروفرستادیم از بینات و هدایت، پس از آنکه روشن ساختیم آن را برای مردم در کتاب، هم اینان را خدای از خود دروشان سازد و دروکنندگان (که حتماً از اهل ایمانند) آنان را از خود دور سازند.

نتیجه آنکه سبّ با لعن متفاوت است، اولی به زبان و توسط بندگان و در دنیا صورت می‌گیرد، ولی لعن، دورباش عملی توسط خدای تعالی و نیز بندگان مؤمن او که هم در دنیا رخ می‌دهد و هم در آخرت، از اینرو ارتباطی با زبان ندارد و آنان که چنین معنا کرده‌اند دچار خبطی آشکار شده‌اند و کلام را از مفهوم و مصداق حقیقی خود خارج ساخته‌اند.

پس مؤمنان حقیقی، زمانی کافران و مشرکان و ستمگران و سایر گنهکاران را مورد لعن راستین خود قرار می‌دهند که نه به زبان بلکه عملاً از روشها و اعمال و اخلاق نکوهیده ایشان دوری جویند و خود را شبیه آنان نسازند و از سوی دیگر با آنها فاصله بگیرند و از اجرت و کارمزد ایشان ارتزاق نکنند و به زبان و علم و عمل و ماده و معنا حمایتشان ننمایند و از هر گونه فتح باب جهت دوستیشان پروا و پرهیز کنند.

بیان آیه : رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ (حشر 10)

به وضوح روشن است که «سبقت در ایمان» یک امر واقع در زمان نیست، بلکه سبقت گرفتن در انجام عمل صالح است، چون قضیه در سباق است، و سباق در صوتری مصداق پیدا می‌کند که چند نفر در آن مشارکت داشته باشند و برای وصول به یک هدف، نهایت توان خود را بکار بندند تا از دیگری پیشی گیرند. چه در گزشته چه در حال.

راغب می‌نویسد: اصل السَّبق المتقدّمَ فی السیر ... و یُستَعارُ السبقُ لاحراز الفضل و التبریز ...

اصل «سَبق» تقدم و پیشی گرفتن در سیر و حرکت ... و این واژه برای احراز فضل و اظهار و ابراز نیز استعاره می‌گردد.

در معنای اول، یعنی تقدم در سیر به آیه زیر نگاه می‌کنیم: وَاسُتَبَقَا الْبَابَ ... (یوسف 25)، و هر دو از یکدیگر پیشی گرفتند به سوی در / یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ (یوسف 17)، گفتند ای پدرما همانا ما رفتیم که از یکدیگر سبقت گیریم (در مسابقه دو شرکت کنیم)

و در مفاهیم معنوی به این آیات توجه کنید: ... وَلَكِن لِّیَبْلُوَكُمْ فِی مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ (مائده 48)، ولکن (اختلاف) جهت این است که بیازماید شما را در آنچه که داده است شما را پس پیشی جویید (سبقت گیرید) در انجام نیکی‌ها /... وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ... (فاطر 32)، و از ایشانند سبقت گیرنده در انجام نیکی‌ها به اذن خدا.../ سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ ... (حدید 21)، سبقت گیرید به سوی آمرزشی که از پروردگار شما است...

و اما در مفهوم سبقت زمانی آیه زیر شاهد مدعا است: مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا یَسْتَأْخِرُونَ (حجر 5 و مؤمنون 43)، پیشی نگیرد هیچ امتی از مهلت خود و به تأخیر هم نیندازند.

سبقت گرفتن در زشتکاری‌ها نیز، هم زمان حال و هم زمان گزشته را شامل می‌شود؛ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِینَ (اعراف 80 و عنکبوت 28)، آیا مرتکب فاحشه‌یی می‌شود که پیشی نگرفته است بدان هیچ یک از جهانیان.

بازگردیم به آیه مورد بحث.

در این آیه دعائی است که اهل ایمان برای آن کسان از مؤمنان بر زبان خود جاری می‌سازند و بر ذهن و فکر خود خطور می‌دهند، که در ایمان، چه در گزشته، چه در حال و حتی آینده، گوی سبقت را از ایشان ربوده و به مراتب عالی‌تر و مدارج کمال یافته‌تری رسیده‌اند. حال ببینیم خدای تعالی در کتاب مجیدش به چه کسانی اجازه داده است برای دیگران طلب مغفرت کنند، و آیا هر طلب آمرزشی پذیرفته و در آستان ربوبی مورد قبول قرار می‌گیرد؟

وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى (طه 82).

و همانا من بسیار آمرزنده‌ام مر آن کس را که بازگشته و ایمان آورده و عمل به صلاح و درستی کرده سپس راه یافته است.

... وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا (نساء 129).

اگر کار را به صلاح و درستی آورید و پرهیز از گناه را پیشه سازید پس همانا خدا پیوسته آمرزنده‌یی رحیم است.

رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِی نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِینَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِینَ غَفُورًا (اسراء 25).

پروردگارتان داناترین است به آنچه در نفس‌هاتان هست اگر صالح و درستکار باشید پس او برای بازگشت کنندگان (به سویش) آمرزنده است.

إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا (فرقان 70).

جز آن کس که بازگردد و ایمان آورد و هر کار به صلاح و درستی بانجام رساند پس هم اینانند که خدا بدی‌هاشان را به نیکی مبدل سازد و پیوسته خدا آمرزنده‌یی رحیم بوده است.

وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ، أُوْلَئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ (آل‌عمران 135 و 136)

و آنان که هرگاه مرتکب کار زشتی شدند یا بر خویشتن خویش ستمی رواداشتند، خدا را یاد کردند پس طلب آمرزش برای عقب افتادگی‌هاشان کردند و چه کسی عقب افتادگی‌ها را می‌آمرزد جز خدا و پافشاری بر آنچه کرده‌اند ننمودند، در حالی که می‌دانند. هم اینان سزایشان آمرزشی از پروردگارشان می‌باشد و نیز بهشت‌هایی که نهرهای آب از زیر (درختانش) جاری است و بهترین مزد عمل کنندگان است.

«ذنب» که در لغت فارسی «گناه» ترجمه شده، در اصل از «ذَنَب» به معنای «دُم» اتخاذ شده است. راغب می‌نویسد: و الذَّنبُ فی الاصلِ الاخذُ بِذَنَبِ الشئ، ... و یُستَعملُ فی کلِّ فعلٍ یُستَوخَمُ عُقباه اِعتباراً بِذَنَبِ الشئِ، و لهذا یُسمَّی الذَنبِ تَبِعَةً اعتباراً لما یَحصُلُ من عاقبته.

و «ذَنب» در اصل گرفتن دُمِ چیزی است ... در هر فعلی استعمال می‌شود که عاقبتش وخیم باشد. به اعتبار دُم یک چیز، و از اینرو ذنب را «تَبِعَه» یا پایان بد نیز گویند، به جهت آنچه در عاقبت رخ می‌دهد.

المنار در ذیل آیه 31 آل‌عمران می‌نویسد: «ذنوب» اعتقادات باطله و اعمال سیئه می‌باشد و اتباع از رسول اعتقاد حق و عمل صالح است. این دو تاریکی باطل را از لوح نفس می‌زدایند و آثار معاصی و رذائل را از آن زایل می‌سازند. و این عین مغفرت است. پس «مغفرت» اثر فطری ایمان و عمل صالح است بعد از ترک ذنوب. همانگونه که «عِقاب» اثر طبیعی کفر و معاصی است.

علامه غروی می‌گوید: «ذَنب» مأخوذ از «ذَنَب» است که محل مؤخر جسم حیوان می‌باشد و تَه و پایان هر چیزی. بناءبراین به معنای تأخیر در عمل یا عمل متأخر می‌باشد که چون در وقت خود انجام نگرفته موجب تولید خسارت می‌گردد، که جبران اینگونه خسارت‌ها از راه بازگشت (توبه) از تکرار تأخیر و باز تولید عمل صالح امکان پذیر است. و این دو محقق نگردد مگر به تعمیق ایمان به خدا و آخرت. بر این پایه است که خدای تعالی به واسطه فرستاده خود به بندگانش که بر خود ستم روا داشته‌اند، نوید می‌دهد که از غفران او مأیوس نگردند به شرط بازگشت از راه خطاء.

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (زمر 53)

بگو (ای پیامبر) به بندگان من که در حق خود از حد گزشتند (و در ارتکاب گناه زیاده‌روی کردند) نا امید نگردید از رحمت خدا، همانا خدا می‌آمرزد همۀ گناهان را (که زاییدۀ تأخیر در انجام عمل صالح است) همانا او آمرزندۀ صاحب رحمت است.

اما اگر کسی به این پایه از توبه و این درجه از عمل صالح و ایمان به خدا و آخرت نرسد که گذشته تباه و فاسد خود را جبران کند، هیچ طلب مغفرتی وی را کارساز نیست و خدای عزوجل چنین دعاء و درخواستی را اجابت نخواهد کرد. چنانکه این معنا را در آیات عدیده به وضوح می‌بینیم.

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ، سَوَاء عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ (منافقون 5 و 6)

و هرگاه گفته شود به ایشان که بیایید تا طلب آمرزش کند مر شما را رسول خدا برتافتند سرهای خود را و می‌بینیشان که راه (خدا) می‌بندند در حالی که مستکبرانند (گردن کشانند) برابر است مر ایشان را چنانچه طلب آمرزش کنی برای آنها یا اینکه طلب آمرزش نکنی برای آنها، همانا خدا هدایت نمی‌کند قم تبهکاران را.

وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِیَّاهُ (توبه 114)

استغفار ابراهیم برای پدرش به جهت وعده‌یی بود که به او داده بود (نه به سبب لیاقت پدرش و توبه و اصلاح او)

نتیجه آنکه طلب مغفرت برای اشخاصی از صحابه و تابعین که دیگر در دنیا نیستند تا عمل خود را اصلاح نمایند و توبه کنند، و هر آنچه از بدی‌ها و تبهکاری که کرده‌اند در نامه عمل آنها به ثبت رسیده طبق آیات کتاب و سنن لایتغیر الهی، هیچ سودی ندارد و خدای تعالی همه پیامبرانش را از چنین استغفاری نهی فرموده است که نمونه‌هایی از آن را متذکر شدم.پس در آیه دهم سوره حشر ما برای خود و برای آن دسته از مؤمنان که در نفس و ذات و محتوای ایمان از ما پیشی گرفته‌اند چه در قید حیات باشند و چه نباشند طلب آمرزش می‌کنیم، و این خلاف سنتهای پیش گفته در آیات قبل نیست، بلکه چهارچوب طلب آمرزش همین است که در این آیه خدای تعالی بدان تصریح فرموده است. بر این اساس استغفار به زبان اگر خالی از چنین مغزایی باشد بلااثر است و حتی متضمن گناه. زیرا برای گنهکاران و فاسقان و ظالمان و مشرکان و عاصیان و طاغیان و کافران و مانند اینها از خدای عزوجل طلب مغفرت کرده‌ایم و حال آنکه آفریدگار عالم همه آنها را مستوجب عذاب دانسته است.


 
 

برچسب ها: قرآن ، حدیث ، تخالف قرآن و حدیث ، دکتر غروی ،

chaturbate online token generator
سه شنبه 14 شهریور 1396 13:52
Hello to all, how is all, I think every one is getting more from this site, and your views are pleasant in support of new users.
Can Pilates make you look taller?
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:03
Hurrah, that's what I was looking for, what
a data! present here at this web site, thanks admin of this web
site.
Ernest
سه شنبه 10 مرداد 1396 21:42
Nice blog right here! Also your site so much up fast!
What web host are you the usage of? Can I get your associate link for your host?
I desire my website loaded up as quickly as yours lol
Foot Issues
یکشنبه 8 مرداد 1396 04:27
Great post. I was checking constantly this blog and I am impressed!
Extremely helpful information specially the last part :
) I care for such information a lot. I was looking for this
certain information for a very long time.
Thank you and best of luck.
Foot Complaints
یکشنبه 8 مرداد 1396 03:08
I read this post fully on the topic of the difference of newest
and previous technologies, it's remarkable article.
Why do they call it the Achilles heel?
شنبه 7 مرداد 1396 23:14
Very descriptive article, I liked that bit. Will
there be a part 2?
Can you lose weight by doing yoga?
شنبه 7 مرداد 1396 19:20
Can I simply just say what a comfort to uncover somebody that really knows what they're discussing on the
internet. You definitely realize how to bring an issue to light and make it
important. More people really need to read this and understand this side of your story.
I was surprised that you are not more popular because you certainly possess the gift.
How do you get taller?
شنبه 7 مرداد 1396 19:16
Thanks for every other excellent post. Where else could anybody
get that kind of info in such an ideal means of writing?
I've a presentation next week, and I am on the search for such info.
http://andriacaristo.wordpress.com
دوشنبه 1 خرداد 1396 15:26
I love it whenever people get together and share ideas.
Great website, continue the good work!
http://plaza.rakuten.co.jp/ednamawhorter/diary/201507060000
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 13:45
Inspiring story there. What occurred after?

Thanks!
Maude
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 13:15
Wonderful work! That is the type of info that are meant
to be shared around the internet. Disgrace on Google for no
longer positioning this put up upper! Come on over and consult with my web site .
Thank you =)
maricruzcuriel.wordpress.com
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 20:05
Precisely what I was looking for, regards for putting up.
BHW
جمعه 8 اردیبهشت 1396 11:19
What's up, constantly i used to check blog posts here
in the early hours in the morning, since i love to
find out more and more.
چهارشنبه 29 مهر 1394 08:14
تعجبم از این است که شما برای اثبات گفته هایتان از تمام احادیث اعم از سنی و شیعه استفاده میکنید حال انکه بسیاری از انها از مجعولات هستند حال انکه در امور دیگر مانند ولایت امیرالمومنین علی و ارتداد و ارث وغیره احادیث وارده را کذب و از میراث اسراییلیات میدانید.
میر شهریار
پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 10:31
سلام علیکم
قرآنی بودن این وبلاگ بسیار باعث خشنودی است لذا پایگاه قرآنیان، این وبلاگ را لینک می‌کند.
به منظور کمک به بیشتر دیده شدن قرآنیان، شما نیز آدرس زیر را لینک کنید.
ghoranian.blog.ir
hamid
دوشنبه 19 خرداد 1393 16:31
با تشکر مفهوم لعن خیلی ره گشا بیان گردید،لطفا مفهوم اثم،فحشاء و سوء را بیان کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر