تبلیغات
ارباب حکمت - حدود اظهار زینت در قرآن و سنت(1)
چهارشنبه 22 آذر 1391

حدود اظهار زینت در قرآن و سنت(1)

   نوشته شده توسط: ارباب حکمت    

سؤال: می‌خواستم نظرتان را راجع به آرایش کردن خانم‌ها بدانم. اگر این کار ایرادی ندارد، تا چه اندازه مجاز است؟

قرآن کریم، که بی‌تردید کلام خدای تعالی است، و سخن مستقیم او است با همه عالمیان تا قیام قیامت، و خود معترف است که به علم الهی نازل گشته؛ لَّكِنِ اللّهُ یَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَیْكَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ (نساء166) فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلَ بِعِلْمِ اللّهِ (هود14)، جامعه‌یی را برای زیست انسان ترسیم نموده که آراسته به تمام محامد اخلاق و پیراسته از همۀ رذائل نفس باشد. صفات حسنه مثل؛ عدل، احسان، ایثار، عفو، صدق، صفاء باطن، محبت، اخلاص، طهارت ظاهر و باطن، انفاق، اعطاء، مجاهدت، عفت، حلم، صبر، تقوی، خضوع، خشوع، شکر، حمد، عبادت، توبه، انابه، سجده، رکوع، استقامت و مانند اینها است.

و صفات رذیله مثل؛ کبر، استکبار، استبداد، تزلزل، انتقام، کذب، ریاء، عجب، رجس، نجاست، بخل، کسالت، حسد، نفاق، غضب، کفر، شرک، افتراء، تهمت، سوء نیت، عداوت، فحشاء، فجور، ظلم، تعدی، تهور، تجاوز، و مانند اینها است.

از این صفات دسته دوم خدای تعالی، انسان را بر حذر داشته و بر احراز صفات دسته اول تأکید فرموده است. زیرا تجلی این صفات موجب تشکیل جامعه‌یی انسانی مبتنی بر اخلاق حمیده و صفات پسندیده می‌گردد، و بروز صفات دسته دوم، جامعه‌یی فاسد و فروپاشیده و مضطرب و افسرده و متزلزل را بوجود می‌آورد. یکی از این صفات «فحشاء» است به معنای عرفی آن، چون در لغت، این کلمه به معنای کار زشتی است که آثار سوء آن جامعه را نیز فرا گیرد. ولی معنای مصطلح آن، روابط آزاد جنسی بین زنان و مردان است. حال هر اقدامی که آتش فحشاء بر افروزد و انسان را به سمت ارتکاب آن سوق دهد، در قرآن کریم مورد نهی قرار گرفته است. زیرا مقدمه هر کاری برای وصول به مقصد اصلی، جزء لاینفک همان کار محسوب می‌گردد. مثلاً کسی که بخواهد اتومبیل رانی کند، باید قبل از آن، و در مقدمه، فن رانندگی را بیاموزد. و وقتی آموخت باید به سمت نقطه‌یی که اتومبیل متوقف است حرکت کند، و وقتی به اتومبیل رسید باید درِ آن را باز کند، و باید حتماً روی صندلی راننده بنشیند، و مقدمات دیگری را نیز بانجام رساند، که همه اجزاء جدا نشدنی از موضوع اصلی هستند، و آن به حرکت در آوردن اتومبیل است.

وقتی خدای تعالی اراده فرموده است جامعه‌یی پاک از رذائل اخلاقی را برای زیست سعادتمندانۀ بشر ارائه کند، آنچه از پلیدیها و پستی‌ها که اخلال در پدیداری و نظم چنین جامعه‌یی می نماید، مورد نهی قرارش می‌دهد، و در صورتی که مردمانی مرتکب آن ناپاکی‌ها گردند ایشان را موعود به وعدۀ عذاب و آتش جهنم می‌گرداند، که این عذاب، در دنیا، چیزی جز فروپاشی اخلاق در آحاد مردم و جامعه نمی‌باشد، که از آتش آن و در آتش آن می‌سوزند. اخلاق جامعه، اقتصاد جامعه، فرهنگ جامعه و در نهایت سیاست و سیاستگزاری جامعه، در همۀ زمینه‌ها، همه می‌سوزد.

یکی از مقدماتی که زنان و مردان را به فحشاء نزدیک می‌کند، نوع آرایش و لباس پوشیدن آنان می‌باشد. قرآن چگونگی و میزان آرایش زنان در عموم جامعه و مجالس خصوصی را تعیین می‌نماید. و نیز کیفیت و اندازه لباس ایشان را.

علت اینکه در بخش عمده‌یی از این دو مسأله، یعنی لباس و آرایش، زنان را مخاطب می‌سازد، آن است که خداوند در فطرتشان تمایل به عریان بودن و شدن را قرار داده است، تا در جای خود، از آن بهره‌مند گردند.

حال بپردازیم به بیان آیاتی که در این باره نازل شده‌اند و بسیار اندک هم هستند، از جمله آیات 30 و 31 نور و 59 احزاب.

1- در گام نخست خدای تعالی موی زنان را یکی از بهترین اجزاء زینت بخش آنان دانسته است. از اینرو فرمان به پوشاندن آن صادر فرموده.

2- اما اصل مهم و فراگیر و حاکم بر عفت عمومی و روابط سالم زن و مرد در جامعه را چیز دیگری تحت عنوان «غضّ بصر» معرفی می‌نماید.

3- تا حفظ فروج که فرمان بعدی است آسان‌تر گردد.

4- آنگاه به موضوع ابداء زینت یا آشکار کردن آن، و حدود اظهار آن و ذکر اشخاصی که زن می‌تواند برای آنها ابداء کامل زینت خود کند، می‌پردازد.

5- در این میانه فرمان پوشش سر، یعنی موی سر را می‌دهد که آن را زینت زنان می‌داند.

6- و سپس زنان را از اقدامی که موجب گردد زینتهای مخفی در زیر پوشش ایشان دانسته و شناخته شود، بازمی‌دارد.

7- اما زینتهای ما سِوی را که خود ظاهر است و پنهان کردنش در جامعه و حین اشتغال به کار ممکن نیست، آشکار بودنش را بلامانع می‌داند، مثل قرص صورت و دستها تا مچ، و پاها قدری تا بالای قوزک‌ها و البته بدون جوراب، به آیات 30 و 31 نور توجه کنید:

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ (نور30)

ای پیامبر به مردان مؤمن بگو چشمان خود را از نامحرمان برگیرند و شکافهای خود را نگاهبان باشند که این پاکیزه‌ترین است مر آنها را، همانا خدا دانا است به آنچه می‌سازند (دست آورد آنها است).

برخی از حکماء مفسر بر این باورند که فروج همه شکافهای بدن انسان را شامل می‌شود، علاوه بر عورت، شکاف گوشها، دهان و چشمها را نیز در برمی‌گیرد. گوشها باید محافظت شود از شنیدن دروغ، و دهان نگاهداری گردد از خوردن حرام و گفتن دروغ و ناروا و افتراء و تهمت، سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ (مائده42). وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا (انعام21). و چشمها حفظ شود از نگاه کردن به مُحَرَّمات و جذابیت‌های دنیا که انسان را از آخرت غافل می‌سازد.

وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْكُمْ فِی الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللّهِ یُكفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَالْكَافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعًا (نساء140)

و هر آینه فروفرستاد در کتاب بر شما که هرگاه شنیدید آیات خدا را که بدانها کفر می‌ورزند یا مورد ریشخند قرار می‌گیرند پس ننشینید با ایشان تا سرگرم گفتاری دیگر شوند. در غیر اینصورت شما هم مثل آنهایید. همانا خدا گردآورندۀ دو رویان و کافران است در جهنم، همگی را.

و این آیه نیز دستور أکید است که فرجِ گوش، بر استماع کفر ورزیدن به آیات کتاب و استهزاء آن، باید بسته شود، و فرجِ چشم از نگاه به چنین اجتماعی خودداری کند.

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (نور31)

و بگو به زنان مؤمن چشمان خود از نامحرمان برگیرند، و شکافهای خود محافظت نمایند، و آشکارا نسازند زینت‌های خود را مگر آنچه آشکار شود از آن، و گره زنند روسری‌های خود را بر سینه‌های خود، و آشکار نسازند زینت‌های خود را مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنانشان یا خدمتکارانشان یا اعضاء خانواده از مردان، که احساس نیاز به زنان ندارند، یا طفلی که آگاهی از عورت زنان ندارند، و پاهای خود بر هم نزنند تا دانسته شود آنچه را پنهان می‌دارند از زیورهاشان، و بازگردید به سوی خدا همگی ای مؤمنان باشد که پیروز شوید.

گزشته از این دستورات مؤکد پیرامون حدود اخفاء و اظهار، پوشاندن و آشکار کردن زینت توسط زنان، در آیه 59 سورۀ احزاب، بدن زنان را نیز جزء زینت و زیبایی آنها دانسته و امر به پوشاندن کامل آن می‌نماید. از اینرو فرمان به پوشیدن جِلباب، یا پیراهن گشاد، یا به اصطلاح امروز، «مانتو» یا روپوش گشاد می‌دهد.

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا (احزاب59)

ای پیامبر بگو به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان که فرواندازند بر خود پیراهن‌های گشادشان را، این نزدیک‌تر است به اینکه (به پاکدامنی) شهرت یابند، آنگاه آزار نبینند و خدا پیوسته آمرزنده‌یی صاحب رحمت بوده است.

بناء براین آنچه امروز، در جامعه ما و دیگر جوامع اسلامی، به عنوان پوشش زنان و (حتی مردان) رایج است، از دو طرف، رو به افراط و تفریط دارد. از یک سو، چادر مشکی و مانند آن است و از سوی دیگر لباسهای تنگ و روسری‌هایی که، به جای پوشاندن موی سر، خود یک زینت جالب توجه بشمار می‌رود. خدای تعالی در آیات بیّناتش دو تکه لباس را برای پوشاندن سر تا پای زنان، که همه زینت است، تعیین فرموده است. برای موی سر و گردن و سینه، «خِمار» را سفارش نموده، و جهت بقیه بدن تا بالای قوزکهای پا، «جلباب» را. و این بدان معنی است که زنان می‌توانند و حتی باید دوش به دوش مردان در امور جامعه مشارکت داشته باشند.

حدود آرایش و زینت در آنجا که خود به خود ظاهر است

حال در آن قسمت از آیه 31 سوره نور که می‌فرماید: وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا، زینتهای خود را آشکار نسازند مگر آنچه که خود به خود ظاهر است، یعنی با دو فرمان به پوشش (خُمُرِهِنَّ و جَلَابِیبِهِنَّ) پوشیده یا پوشانده نمی‌شود، حکمش چیست؟ پس از اجراء این اوامر، قرص صورت و دستها تا مچ‌هاشان، و پاها تا بالای قوزک‌هاشان پیدا هستند. در این سه قسمت از بدن آرایشهای مختلفی می‌تواند صورت بگیرد که حتماً نباید چندان جالب توجه باشد.

عُبَیْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا یَحِلُّ لِلرَّجُلِ أَنْ یَرَى مِنَ الْمَرْأَةِ إِذَا لَمْ یَكُنْ مَحْرَماً؟ قَالَ: الْوَجْهُ وَ الْكَفَّانِ وَ الْقَدَمَانِ راوی می‌گوید: از حضرت صادق پرسیدم: برای مرد چه چیزی حلال است از زن که ببیند، هرگاه که مَحرَم نباشد؟ گفت: صورت، کفین (دو دست تا مچ) و دو پا (تا قوزکها) (وسائل‏الشیعه، ج20، ص201، باب ما یحل النظر إلیه من المرأة)

آرایش و زینت دستها

آنچه مسلم است، در قدیم رنگهای زینتی به تنوع امروز نبوده است، رنگهای مشهور را بیشتر از گیاهانی مثل حِنّاء و از سنگهای معدنی یا دانه‌های روغنی، مثل سورمه، می‌ساخته‌اند، که امروز هم در بعضی نقاط استفادۀ از آنها معمول است.

حِنّاء در لغت

المنجد: حنّاء گیاهی است که در مناطق گرمسیر خصوصاً در هندوستان می‌روید و از ورق ساییدۀ آن برای رنگ کردن موها، کف دستها، پاها و روی ناخنها استفاده می‌کنند.

دهخدا: گیاهی است که کشت می‌شود، و مانند درختان، بزرگ می‌گردد، برگ و شاخه‌های آن مانند برگ و شاخه‌های انار، و شکوفه آن سپید است، خِضاب از برگ آن گرفته می‌شود.

لاک در لغت

دهخدا: 1‌- نام رنگی است مشهور که در هندوستان بهم می‌رسد و بدان چیزها رنگ کنند. و آن شبنمی باشد که بر شاخه‌های درخت کُنار و درختهای دیگر نشیند و منجمد گردد. آن را بگیرند و بکوبند و بپزند. از آن رنگ سرخی حاصل گردد که جامه‌ها را بدان رنگ کنند، و رنگ آن قراری (ثابت) باشد، و به شستن زایل نگردد، و نقاشان هم کار کنند، و غازۀ زنان را نیز از آن سازند. و نخاله آن مانند صمغ باشد، و بدان کارد و شمشیر و خنجر و امثال آن را دسته محکم کنند، و به کارهای دیگر نیز می‌آید. 2- گِل سرخی باشد که بدان پوست و جامه رنگ کنند. 3- مایع سرخ رنگی که زنان امروز ناخن بدان اندایند، بدل حنّاء.

و اما قرآن کریم در خصوص رنگ دستان و ناخنها و لبها و چشمهای زنان ساکت است و آن را در عموم زینت آورده، اما پیامبر اسلام رنگ کردن ناخنها و بلند گزاردن آنها را جائز می شمارد، و حتی دستور به انجامش می دهد. روایاتی در این معنی می‌آوریم. حال ببینیم رنگ حناء و لاک ناخن و کیفیت آنها، وقتی بر نقطه‌یی از بدن انسان قرار می‌گیرند، با هم متفاوتند یا نه!

«حناء»، طبق شواهد تجربی و علمی، جذب پوست و ناخنها و موی سر می‌گردد، مانند رنگ مو که امروز مورد استفاده بانوان است. بناءبراین به هنگام شستن دستها یا ناخنها، در وضوء و مسح کشیدن، مانع از نفوذ آب بر اجزاء تشکیل دهندۀ اعضاء بدن می‌گردد. چون جذب پوست، ناخن و مو شده است، اما با لایه‌یی نازکتر و نافذتر. لاک ناخن و رنگهای ساختمانی روغنی و پلاستیک و رنگهای اتومبیل نیز همین ویژگی را دارند، با این تفاوت که جذب نمی‌شوند و به صورت یک لایه باقی می‌مانند. بقاء این رنگها بر پوست، ناخن و موی سر، به هنگام وضوء گرفتن، موجب بطلان وضوء نمی‌گردد، به چند دلیل:

اولاً؛ حالت و عنوان جبیره پیدا می‌کنند، زیرا زائل کردن آنها موجب عُسر و حَرَج می‌گردد.

ثانیاً؛ خداوند در انشاء احکام، آسانی و سهولت را برای بندگانش لحاظ فرموده: یُرِیدُ اللّهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ. (بقره 185)

ثالثاً؛ امیرالمؤمنین در کلمات قصار 104 نهج البلاغه می‌فرماید: خداوند نسبت به بعضی چیزها ساکت است، آنهم نه آنکه از روی فراموشی وانهاده باشد، پس خود را برای انجامش به سختی و تکلف نیاندازید.

رابعاً؛ قرآن کریم در این موارد، بیان حکم نفرموده و ساکت است.

خامساً؛ نظر شارع بر طهارت ظاهر است در غَسل و غُسل، و همانگونه که بدن انسان باید طاهر و پاک و غیر آلوده به نجاسات باشد، لباس او نیز همین حکم را دارا است. پس همانگونه که اگر رنگی بر لباس مصلی باشد، اما لباس او از نجاست طاهر باشد (مثل لباس رنگ کاران اتومبیل و ساختمان) بر نماز او اشکالی نیست، اگر نقطه یا لکه رنگی هم بر بدن او باشد، و زیر رنگ نجاستی نباشد، وضوء او درست و نماز او صحیح می‌باشد.

سادساً؛ چون پیامبر اکرم (ص) رنگ ناخنهای زنان و درازتر کردن آن را توصیه فرموده، بناءبراین می‌توان لاک ناخن را جزء همان رنگ محسوب نمود و نیز جزء زینتی که قرآن ابداء و اظهارش را جائز شمرده است در «إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا».

سابعاً؛ البته عرف جامعه و جایگاه اجتماعی اشخاص قطعاً در این مسائل دخیل است، و هر کسی از زن و مرد، بر حسب منزلت اجتماعی خود اظهار و ابداء زینت می‌کند، البته تا جایی که کتاب و سنت جائز شمرده‌اند. مثلاً برخی از بانوان، به جهت جایگاه خود و خانواده‌شان در جامعه، در نقاطی از بدن که محل اظهار زینت است، و خدای تعالی جائز دانسته، هیچ زینت مازادی را ابداء نمی‌کنند، یا رنگهای ملایمتر استفاده می‌نمایند.

ثامناً؛ وضوء ساختن و نماز گزاردن، با داشتن رنگ بر ناخنها و دستها و موی سر، گناه محسوب نمی‌گردد. زیرا خدای رحمان رحیم، در کتاب مجیدش، عذابی برای آن ذکر نفرموده است.

حال به دو روایت که مُثبِت این مدعا و ناظر بر صحت آن است، توجه کنید:

از صفیه دختر عِصمَة روایت شده که:

اِنَّ امْرأةً مَدَّتْ یَدَها اِلَی النبیِّ صلی الله علیه و سلّم بِکتابٍ. فــقَبَضَ یدَه.

فــقالتْ: یا رسولَ الله مَدَدْتُ یَدیَ اِلیکَ بکتابٍ فَلَم تَـأخُذْهُ؟!

فـقال: لم اَدرِ اَ یدُ امْـرَأَةٍ هیَ او رَجُلٍ؟!

قالتْ: بل یدُ امْـرَأَةٍ!!

قال: لو کُنتِ امْرأةً لغَــیَّرْتِ اَظفارَکِ بالحِـنّاء.

زنی دست خود به سوی رسول خدا (ص) دراز کرد تا نامه‌یی به او دهد، پس او دستش را مشت کرد (بست).

آن زن گفت: ای رسول خدا دستم را با نامه‌یی به سوی تو دراز کردم اما تو آن را نگرفتی؟!

رسول خدا گفت: ندانستم که آیا دست زنی است یا مردی؟!

آن زن گفت: بلکه دست زنی است!!

پیامبر گفت: اگر زن بودی باید ناخنهایت را به رنگ حِناء تغییر می‌دادی! (سنن نسائی، مجلد 4، جزء 8، ص 142/ ابی داود، ترجّل 4 / احمد حنبل 2626)

و در منابع شیعه از سَکُونی از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که به مردان فرمود: قُصٌّوا اَظافیرَکم. ناخن‌هاتان را کوتاه کنید!

و به زنان فرمود: تَترُکنَ مِن اَظفارَکُنَّ فاِنّه ازیَنَ لکُنَّ. ناخن‌هاتان را رها کنید تا جایی، زیرا این برای شما زینت بخش‌تر است. (کافی از چهار راوی «علی بن ابراهیم عن ابیه عن النَّوفلی عن السَّکونی»/ وافی: ابواب قضاء التَّفَثِ و التّزیِّن. باب تقلیم الاظفار/ وافی، مجلد6، ص684)

میزان آرایش صورت

از دستها که بگزریم، که تکلیفشان معلوم شد، در چهارچوب زینتهایی که خود به خود پیدا هستند، می‌رویم سراغ صورت زنان. در صورت، دو چیز یا دو کار، در ایجاد تغییر مشهود است. یکی درست کردن ابروها و دیگری قرمز کردن لبها، که جزء «إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» می‌باشند. اما آرایشهای دیگر، که غیر معمول و برای تزیین بیشتر و زیباتر ساختن است، و شدیداً جلب توجه می‌کند، رنگ آمیزی چشمها و اطراف آنها می‌باشد. و این قسمت حتماً جزء «إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» نیست.

حال اگر بپرسید چرا رنگ کردن لبها از این بخش مستثنی شد، می‌گوییم رنگی که بر لبان می‌زنند یا می‌کشند، اولاً؛ برجسته‌تر کردن همان رنگ طبیعی است که لبها دارند، و ثانیاً؛ باید جنبۀ محافظت از لبها را نیز داشته باشد، و قطعاً نباید از رنگهای زننده و بسیار تند استفاده کرد. اما رنگهایی که برای زیبا ساختن چشم‌ها بکار برده می‌شود کاملاً با رنگ طبیعی اطراف چشم مغایرت دارد. آنچه از روایات برمی‌آید مجاز بودن استفاده از سورمه است هم برای مردان و هم زنان، ظاهراً بدان جهت که آنرا مفید برای چشم‌ها و تقویت کنندۀ آنها می‌دانسته‌اند. به چند روایت نگاه می‌کنیم؛

وَ قَدِمَ عَلِیٌّ بِبُدنِ النَّبیِّ صلی الله علیه و سلّم. فَوَجَدَ فَاطِمَةَ مِمَّن حَلَّ. و لَبِسَت ثِیاباً صَبیغاً. وَ اکتَحَلَت. فَاَنکَرَ ذلکَ عَلیهَا عَلِیٌّ. فَـقالَت: اَمَرَنِی اَبِی بِهذا. فَکانَ عَلیٌّ یَقُول بِالعِراقِ: فَذَهَبتُ اِلَی رسولِ‌الله صلی‌الله علیه و سلّم. مُحَرِّشاً عَلَی فاطِمَةَ فِی الَّذی صَنَعـتْهُ. مُستَـفـتِیاً رَسولَ اللهِ صلی الله علیه و سلّم فِی الَّذی ذَکَرَت عَنهُ، وَ اَنکَرتُ ذلکَ عَلَیها. فَـقالَ: «صَدَقَت. صَدَقَت».

و علی (ع) شترهای قربانی پیامبر (ص) را پیش آورد. پس فاطمه را جزء کسانی یافت که از احرام خارج شده و مُحِلّ گشته‌اند، و لباس رنگین پوشیده و سورمه بر چشم کشیده بود. علی این کار فاطمه را خوش نداشت! پس آنگاه فاطمه گفت: پدرم مرا بر این کار فرمان داده است. زمانی که علی در عراق بود فرمود: نزد رسول خدا رفتم، در حالی که به سبب کاری که فاطمه کرده بود خشم گرفته بودم، از رسول خدا (ص) استفتاء نمودم در آنچه فاطمه از او نقل کرده بود، و گفتم کار او را خوش نداشته‌ام. پس آنگاه رسول خدا فرمود: فاطمه راست گفته است، راست گفته است. (ابن ماجه، مناسک84، 3074، ص498 و در اکثر منابع اهل سنت، در مناسک)

عَن اُمِّ عَطِیَّةِ قالَت: قالَ النَّبیُّ صلی الله علیه و سلّم: «لاَ یَحِلُّ لاِمرَأَةٍ تُـؤمِنُ بِاللهِ وَ الیَومِ الآخِرِ اَن تُحِدَّ فَوقَ ثَلاثٍ اِلا عَلَی زَوجٍ، فَاِنَّـها لاَ تَکتَحِلُ و لاَ تَلبَسُ ثَوباً مَصبُوعاً اِلاَّ ثَوبَ عَصْبٍ».

از اُمّ عطیّه روایت شده از رسول خدا صلی الله علیه و سلم که فرمود:

حلال نیست بر زنی که به خدا و روز آخر ایمان دارد، که سوگواری کند بیش از سه روز، مگر بر همسرش (در روایتی از ام حبیبه چهار ماه و ده شب) پس آن زن سورمه نکشد و لباس رنگی نپوشد و خشن بپوشد. (این روایت را فقط بخاری آورده است. کتاب الطلاق، 49، 5342، ص434)

أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا بَـأْسَ لِلْمُحْرِمِ أَنْ یَكْـتَحِلَ بِكُحْلٍ لَـیْسَ فِیهِ مِسْكٌ وَ لَا كَافُـورٌ إِذَا اشْـتَكَى عَـیْنَـیْـهِ وَ تَـكْـتَحِلَ الْمَـرْأَةُ الْمُحْرِمَـةُ بِـالْكُحْلِ كُلِّهِ إِلَّا كُحْلٍ أَسْوَدَ لِـزِیـنَـةٍ (وسائل‏الشیعة، مجلد12، ص471، باب تحریم اكتحال المحرم و ...)

ابی بصیر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که گفت: بر مرد مُحرِم منعی نیست که سُورمه کشد به سورمه‌یی که در آن مشک یا کافور نباشد، هرگاه که چشمانش دچار درد باشد، و زن مُحرم به هر سورمه‌یی می‌تواند سورمه کشد جز آن سورمۀ سیاه رنگی که به زینت برگیرد.

قرآن کریم به اهل ایمان، از زن و مرد دستور می‌دهد به هنگام رفتن به مساجد، زینتهای خود را برگیرند. که چیزی جز لباس پاکیزه و عطر برای مردان و زنان، و زیورهای پوشیده برای زنان نبوده و نمی‌باشد. در لباس پاکیزه و زیبا که تردیدی وجود ندارد و منعی هم وارد نگشته است.


برچسب ها: حدود اظهار زینت در قرآن ، حجاب در قرآن ، لاک ناخن ، جِلباب و خُمُر حجاب قرآن ،

Can better posture make you taller?
جمعه 13 مرداد 1396 23:46
Wonderful goods from you, man. I've understand your stuff previous to and you are just extremely magnificent.
I really like what you've acquired here, certainly like what you are stating and the way in which
you say it. You make it enjoyable and you still care for to keep it smart.
I can not wait to read far more from you. This is actually a terrific website.
woke up with a foot pain
چهارشنبه 7 تیر 1396 17:15
You can certainly see your skills within the work you write.
The sector hopes for even more passionate writers such as you who aren't afraid to say how
they believe. At all times go after your heart.
dungscroger.wordpress.com
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 03:13
May I just say what a comfort to uncover someone who really understands
what they are talking about over the internet. You definitely understand how to bring an issue to light and make it important.
More people should look at this and understand this side of the story.

It's surprising you are not more popular given that you surely
possess the gift.
Poppy
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:02
Hi! Do you know if they make any plugins to help with SEO?
I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but
I'm not seeing very good success. If you know of any please share.

Thank you!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر