تبلیغات
ارباب حکمت - لعن در قرآن
یکشنبه 26 آذر 1391

لعن در قرآن

   نوشته شده توسط: ارباب حکمت    

سؤال: منظور از لعن در آیات عدیدۀ قرآن چیست؟ آیا اینکه در زیارت عاشورا لعنت می‌کنند، درست است یا نه و این که بنده‌های خدا حق دارند بنده‌یی از جنس خود را لعنت کنند حتی اگر بدترین باشد؟

پاسخ:

متأسفانه بسیاری از معانی لغت در مفاهیم اصولی و ریشه‌یی قرآنی دچار تغییر و انحراف شده است. «لعنت» در لغت، اصلاً به این معنایی که ما امروز بکار می‌بریم نیامده است. در فرهنگ عامیانه ما، «لعنت» یک لفظ است که بر زبان جاری می‌شود و متضمن مفهومی زشت و در واقع فحش آلود است. گویا به این مضمون در ذهن ما جای گرفته است که وقتی می‌خواهیم ناسزایی به کسی بگوییم و یا اظهار تنفر از کسی را ابراز داریم، از این لفظ بهره می‌جوییم. که البته همۀ این کژی در فهم ناشی از تلقی نادرست ما از لغت است و نیز تقلید نادرست از آنچه رایج، شایع و مصطلح گشته است.

لعنت در لغت – مفردات راغب: اللعن: الرّدُ و الاِبعادُ عَلَی سبیلِ السَّخَطِ و ذلک من اللهِ تعالی فی الآخرةِ عُقُوبةٌ و فی الدُّنیا انقِطاعٌ مِن قَبولِ رحمتهِ و توفیقهِ و مِن الانسانِ دُعاءٌ عَلَی غََیرِهِ.

لعن: ردّ کردن و دور کردن است از سرِ خشم و این عقوبت خدای تعالی است در آخرت و منقطع شدن از رحمت و توفیق او است در دنیا. و از انسان، دورباش دادن دیگری است از خود.

در سایر کتب لغت هم به معنای دور کردن از خیر و طرد کردن و سبّ کردن آمده است.

بناءبراین لعن یک اقدام عملی است که از سوی خدای تعالی و فرشتگان و همه نیروهای عالم و نیز انسانهای صالح نسبت به بزهکاران و ستمگران و فاجران و کلیه بدکاران صورت می‌گیرد که خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ (بقره 7)، کسانی که دیگر بازگشتشان به دایرۀ انسانیت و کسب صفات و اخلاق انسانی ممکن نیست. اینها خود به خود ملعونند یعنی دیگر ورودشان به حیطه و ساحت رحمت و هدایت الهی غیر ممکن است. و این در نظام هستی خود به خود رخ می‌نماید. کسی که ظلم و تعدی و تجاوز به حقوق و آزادیهای دیگران را شیوه و شیمۀ خود ساخته و به هیچ روی دست از این رفتار بر نمی‌دارد و نصیحت ناصحان در او اثر نگزارد، خود به خود از قلوب مردمان ملعون و مطرود می‌گردد و نیز از آستان رحمت ربوبی رانده می‌شود و از آن عبور نتواند کرد. خدای تعالی این حقیقت واقع در میان بشر را بیان می‌نماید. هشدار می‌دهد که مبادا انسانی به وادی لعنت و طرد گام نهد. شرح احوال این آدمیان را از خدای تعالی بشنویم:

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْیَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِینَ، یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ، فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُوا یَكْذِبُونَ، وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ، أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ یَشْعُرُونَ ، وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ یَعْلَمُونَ ، وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَیَاطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ، اللّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ، أُوْلَئِكَ الَّذِینَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِینَ (بقره 8 تا 16)

ما کسانی را که به ظلم بارز نمی‌شناسیم و یا حتی اگر بشناسیم، نمی‌توانیم بر آنان، به زبان، لعنت بفرستیم که به معنای سبّ و ناسزا گفتن است. زیرا خدای تعالی حتی ما را از ناسزاگویی به کافران منع فرموده و گفته است:

وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَیَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ (انعام 108).

وقتی به ما این حق داده نشده که کافران را ناسزا گوییم، و در عمل از متعدیان و خودکامگان و مستبدان نیز فاصله نمی‌گیریم، چگونه به خود اجازه می‌دهیم اصحاب پیامبر را که مورد توجه او بوده و نیز مولی امیر المؤمنین علیه السلام با آنان مجالس و مصاحب بوده، مورد ناسزا گویی قرارشان دهیم؟! این اخلاقی است مغایر با فرمان خدا و اخلاق رسول او و اولیاءش، و نیز موجب بروز شقاق و جدایی و سرانجام دشمنی و کینه توزی و قتل و خونریزی بین خود مسلمانها. که همه اینها ضد دستورات الهی است، دایر بر اعتصام به حبل الهی و تمسک همۀ مسلمانها به عروة الوثقای او که هدایت و کتاب او می‌باشد. انشاء الله خدای تعالی نصرت فرماید تا مسلمانها در راه بیداری خود کوشا گردند و بر این ساحت، ساحت وحدت و یکرنگی، گام نهند.

برای توضیح بیشتر می توانید به کتاب «فقه استدلالی» تألیف حکیم علامه غروی صفحات 202 تا 242 تحت عنوان «غیبت و بهتان» مراجعه کنید.


برچسب ها: لعن در قرآن ،

How do you grow?
جمعه 13 مرداد 1396 15:21
Excellent post. I was checking constantly this blog and I am impressed!
Extremely useful information specially the last part :) I
care for such info a lot. I was seeking this particular info for
a very long time. Thank you and good luck.
foot pain in the arch
یکشنبه 4 تیر 1396 16:41
I am so happy to read this. This is the type of manual that needs
to be given and not the random misinformation that is at the other blogs.

Appreciate your sharing this best doc.
willavrooman.hatenablog.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 19:02
Hi there! I could have sworn I've visited this blog before but after going
through many of the posts I realized it's new to me.
Anyhow, I'm definitely delighted I came across it and I'll be
bookmarking it and checking back frequently!
سه شنبه 28 مهر 1394 10:25
اقای غروی عزیز باتوجه به تحصیلات و مطالعات جنابعالی که فقط در چندعلم غیر مرتبط با علوم دینی محدود است چگونه احکام الهی را استنباط و خود را فارق از خرافات درنظریات و فتاوای خود میدانید.به نظر میرسدجنابعالی درصدور و تفسیر وفتوا فقط وابسته به مجعولات پدرمرحومتان هستید واین تبعیت محض نیز نه عذری را دراین دنیا ونه در اخرت برای شما خواهد داشت.
hamid
دوشنبه 19 خرداد 1393 14:55
خیلی خوب بیان شده،بامید اگاهی مسلمانان از قران بدون حب و بغض
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر