تبلیغات
ارباب حکمت - قوم لوط و عمل آنها( پرسش و پاسخ پیرامون همجنسگرایی)

با عرض سلام خدمت آقای دکتر غروی! اینجانب در صفحه «قرآن برای امروز» در فیس بوک با سایر برادران و خواهران مسلمانم بحث می‌کنم و موضوع امروز بحث این بود که آیا همجنسگرایی در قرآن جواز دارد یا خیر؟ کامنتهای فراوانی در خلال بحث گذاشته شد. لازم به ذکر می‌دانم که بنده همجنسگرایی را خلاف آیات کلام الله می‌دانم، می‌خواستم نظر حضرتعالی را درباره یکی از کامنتهای موافقان همجنس بازی که این عمل را مورد تأیید قرآن کریم می‌داند، بپرسم. کامنت ایشان از این قرار است:

ابتداء آیۀ مورد اشاره شما را در ذیل می‌آورم:

أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (نمل55). آیا شما در کنار شهوت به زنان، مردان را انتخاب کرده‌اید؟ واقعاً که شما جامعه‌یی نادان هستید. چنانکه قبلاً مفصل به عرض جنابعالی رساندم، قرآن در آیات دیگری به جزئیات داستان پرداخته است. مانند اینکه همۀ مردان چنین می‌کردند. زیرا قرآن جایی استثناء نیآورده است و همانطور که در آیۀ مورد اشاره شما نیز، در بالا، کاملاً مشهود است. پس حتماً مردان این جامعه با زنان خود ازدواج کرده بودند و تشکیل خانواده داده بودند. بخصوص که در میان آنان بسیاری جوانان بودند. این نشان می‌دهد که آنان تولید مثل نیز داشتند. آیۀ ذیل بر ازدواج آنها و همچنین به داشتن جفت طبیعی زن تصریح دارد. آنجا که واژۀ «ازواجکم» را آورده است: أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ (شعرا 164و165). همچنین عبارت «من دون» در کاربُرد آیات قرآن بیشتر بمعنی «بعلاوه» است . مانند اینکه قرآن در مورد مشرکین می‌گوید: لاتتخذوا من دون الله الها، یعنی به همراه الله، خدای دیگری را نگیرید. بناءبراین با توجه به عبارت «ازواجکم» معلوم می‌شود که عبارت «شهوه من دون النساء» به معنی در کنار شهوت به زنان، شهوت به مردان نیز بوده است. از طرفی دیگر همین آیه به روشنی تأکید می‌ورزد که آن مردان به مردانی دیگر از هر نقطۀ عالم تجاوز می‌کردند. به دو واژۀ «العالمین» در اوائل آیات و «عادون» دقت نمایید که دلالت آشکار بر تجاوز جنسی به مردان بیگانه دارد. اینک اگر به جای آن مردان مسافر و بیگانه، زنان هم می‌بودند، همین آیات نازل می‌شد که چرا «ازواج» خود را واگذاشته‌اید و به زنان العالمین تجاوز (عادون) می‌کنید. دقت بفرمایید. لازم به تکرار است که جفت طبیعی یک همجنسگرا (ازواجکم) از جنس خودش است. زیرا در غیر اینصورت اتفاقاً - نعوذبالله - باید خدا و قرآن را از «جاهلان» بدانیم!! باری دیگر تأکید می‌نمایم که قرآن هرگز رابطۀ جنسی و حتی ازدواج با همجنس را ممنوع و حرام ننموده است ولو بپذیریم که قرآن توصیه و تأکید به رابطۀ جنسی و ازدواج با جنس مخالف دارد. دقت بفرمایید نکتۀ ظریف انتخاب واژۀ «تجهلون» است. قرآن می‌گوید که «شما ناآگاه» هستید. اما دوست عزیز، همجنسگرایی هویت جنسی یک همجنسگراست و او با «آگاهی» بر هویت خویش عمل می‌کند. راستی او اگر «ناآگاه» و یا «نادان» است، پس چرا آنها را در برخی کشورها «اعدام» می‌کنند ؟!! و اما آیۀ شریفۀ ذیل، اتفاقاً راه را برای عقد شرعی همجنسگران، گشوده است؛ وَمِنْ آَیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَیْهَا (روم21) این آیه خطاب به مردان است. مرحوم علامۀ طباطبائی در تفسیر المیزان می‌فرماید که واژۀ «ازواجا» هم بمعنی جفت مرد و هم جفت زن می‌باشد. همچنین ضمیر «الیها» به مذکر برمی‌گردد. در نتیجه این آیه به خوبی پتانسیل و قابلیت قرائت همجنسگرایانه را دارد! حتی از عبارت «انفسکم» با توجه به فاکتورهای دیگر آیه که عرض کردم، می تواند به خوبی معنی همجنسگرا را حمل نماید. ممکن است دوست عزیز ما اعتراض کند که چرا با میل خود می‌خواهم قرائت همجنسگرایانه داشته باشم. اما پاسخ من این است که وقتی آیه چنین پتانسیل و قابلیتی را دارد و مانعی هم در آیه وجود ندارد و با توجه به اینکه قرآن تعیین ننموده که حتماً باید جنس مخالف باشد و نیز همجنسگرائی را ممنوع و حرام ننموده، دلیلی ندارد که قرائتهای متنوع نداشته باشیم. در نتیجه تکلیف آیۀ 49 از سورۀ ذاریات هم روشن می‌گردد: وَ مِن كُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ بخصوص وقتی که قرآن می‌گوید «کل شیئ»، آیا همجنسگرائی یکی از آن «همه چیز» نمی‌باشد؟ مسلماً هست. پس بنا بر آیۀ شریفۀ مذکور، در همجنسگرائی نیز می‌تواند «زوج همجنسگرا» مشروع باشد.

با سلام در پاسخ به سؤال حضرتعالی در خصوص حرمت یا حلیت هم جنس گرایی به عرض می‌رسانم، تفسیر و تحلیل کسانی که بی‌توجه به کلیت هدایت الهی، می‌کوشند آیات قرآن را با واقعیات جوامع امروز تطبیق دهند، و بگویند هر فسادی که توسط بشر و به دلخواه خودش انجام گیرد، خدای تعالی در کتاب مجیدش بر آن مهر تأیید زده است، کاملاً نادرست و مغایر با اساسیات هدایت خداوند است. اگر در جوامع بشری این رابطه در طول تاریخ وجود داشته، دلیلی بر صحت و درستی آن نیست. مثل همه اعمال ناشایست دیگر که در قرآن کریم فقط نهی از آن شده است، مثل ظلم، غیبت، شرب خمر، خوردن گوشت مردار و مانند آن، تعدی به حقوق دیگران، قتل نفس، قطع رحم، خیانت، تنبلی و مانند اینها. همه این اعمال ناشایست و حرمت شکن به صورت یک نهی ساده و انذار به عذاب ذکر شده، ولی توسط غالب مسلمانان در طول تاریخ انجام گرفته است. آیا عمل مسلمانها موجب شکستن حرمت و جواز حلیت می‌شود؟ چون دوست دارند مثلاً غیبت کنند؟ دوست دارند در امانت خیانت کنند؟ دوست دارند به هر شکلی ظلم کنند و حقوق دیگران را نادیده انگارند؟ یا اینکه نسبت به آثار سوء اعمال زشت خود جاهلند، آیا صرف جاهل بودن حرام را حلال می‌کند؟ مضافاً بر این که خدای تعالی مکرراً تأکید می‌فرماید که فرقی بین انبیاء نبوده و همه آنها حلالها و حرامهاشان در یک پایه قرار داشته است. اساس دعوت انبیاء الهی بر تزکیه و پاکی طینت و راستی و درستی در عمل است که همه مراحل بعدی بر آمده از تزکیه باطن می‌باشد. هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ (جمعه 2)

تلاوت آیات الهی توسط رسول بر مردمان، در گام نخست برای طهارت و پاکی و تزکیه است که تعلیم کتاب و عقلانیت کمال یافته پس از تزکیه مفید فائده خواهد بود. این آیه دوبار در قرآن، با کمی تفاوت تکرار شده است.

در آیه دیگر رستگاری را در تزکیه می‌داند، که نماز بعد از تزکیه اثر بخش می‌باشد. قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى و وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى (14و 15 اعلی) . بعد از همین آیه خالق حکیم فرموده است که مع الاسف شما زندگی در دنیا را ترجیح می‌دهید و حال آنکه آخرت بهترین و ماندگارترین است.

و باز می‌فرماید: قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا و وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا (شمس 9و10) حتماً و تحقیقاً کسی به رستگاری دست یافته که نفس خویش را تزکیه کرده باشد. و هر آینه کسی اعمالش بی‌فائده بوده و به شکست منتهی شده که در نفس خویش دسیسه کرده باشد و آن را به ناپاکیها آلوده باشد. و باز در آیه 157 اعراف در تبین وظایف و مسؤولیتهای اصلی رسول خود می‌گوید: الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی كَانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِیَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

آنان که پیروی می‌کنند از فرستادۀ پیام آور درس نخوانده‌ای که نزد خود در تورات و انجیل نام او را مکتوب می‌یابند، ایشان را به معروف (نیکی‌های شناخته شده) فرمان می‌دهد و از منکر (زشتی‌های شناخته) باز می‌دارد. و پاکیزه‌ها را برایشان می‌دارد و پلیدیها را ناروا می‌شمارد، و بندهای جهالت و بار سنگین ستم پذیری و غلهای اسارت و بردگی را (که بر شانه‌ها و پشت‌هایشان سنگینی می‌کرده است) از آنان بر می‌دارد.

پس آنان که ایمان به او آوردند و پشتیبانیش نمودند و یاریش رساندند و پیروی کردند از نوری که با او فرود آمده، هم اینان رستگارانند.

از این دست آیات در کتاب مجید بسیار است، و نیز آیاتی که هدایت و کتاب الهی را نور روشن کننده راه مؤمن و سالک فی سبیل الله می‌داند، همچنان که ذات حضرت باری را نور دانسته و تشبیه به نور کرده است.

الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ (ابراهیم 1)

کتابی است فرو فرستادیمش به سوی تو تا خارج کنی مردم را از تاریکیهای (گمراهی) به سوی نور (هدایت و راه یافتگی)، به اذن پروردگارشان (در چارچوب نظام هستی و سنتهای الهی) به سوی راه خدای عزیز حمید.

اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ (بقره 257) خدا دوست و کارگزار آن کسان است که ایمان آورده‌اند (و بر پایه همین دوستی مبتنی بر ایمان بندگان) ایشان را از تاریکی خارج و به سوی نور هدایت می‌فرماید.

در آیات 15 و 16 مائده می‌فرماید: ... قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِینٌ یَهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَیُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ

هر آینه مر شما را از خداوند نوری و کتابی است روشنگر، که بدان خدای هدایت می‌کند آن کس را که خشنودی وی را تبعیت می‌نماید به راههای سلامت (و بهبودی) و خارج می‌سازد ایشان را از تاریکی‌ها به سوی نور، در چارچوب سنتهای خویش و راه می‌نماید ایشان را به سوی صراط مستقیم.

حال به بررسی آیات قرآن می‌پردازیم. در سه سوره از کتاب خدا بر زشتی و قباحت این امر، یعنی لواط یا همجنسگرایی تصریح شده است.

در آیات 80 تا 84 سورۀ اعراف لوط قوم خود را از این عمل باز می‌دارد و آن را فاحشه می‌خواند و کنندگانش را مسرف و شهوت ران و خدای تعالی این قوم را مجرم معرفی می‌کند. و لوط و پیروانش مردمانی هستند که در پی پاکی و طهارتند.

وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِینَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْیَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ فَأَنجَیْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِینَ وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِم مَّطَرًا فَانظُرْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ.

و بیادآر (ای پیامبر) لوط را آن هنگام که از قوم خود پرسید: آیا مرتکب فاحشه می‌گردید؟ که پیشی نگرفته است بدان هیچ یک از جهانیان.

شما نزد مردان می‌آیید از سَرِ شهوت، به جز زنان، بل شما مردمانی هستید که از حد معقول گزر می‌کنید. پاسخ قومش چیزی جز این نبود که گفتند: اینان را از شهر خود بیرون کنید، ایشان مردمانی هستند خواهان پاکی، پس نجاتش دادیم و پیروانش را نیز مگر همسرش را که از جاماندگان بود. پس باراندیم بر ایشان بارانی را پس نظاره کن (ای پیامبر) که چگونه بوده است پایان کار مجرمان.

قطعاً اگر همجنس گرایی، پدیده‌یی بود همتا و همسنگ ازدواج، خدای تعالی چنین عاقبت دهشتناکی را برای کنندگانش ترسیم نمی‌فرمود و آنان را مرتکب فحشاء و مُسرف و مجرم نمی‌خواند. و شکی نیست که باران مذکور در آیه فراگیری و فروگیری عذاب است که این عذاب هم چیزی جز فروپاشی اخلاقی جامعه نمی‌باشد. جامعه‌یی که مردمش حتی آنقدر از غرائز و فطرت طبیعی خود بدور افتاده‌اند که از جمیع حیوانات اهلی و وحشی هم نازل‌تر و حقیر‌تر شده‌اند! زیرا هیچ دو حیوان نری با هم نزدیکی نمی‌کنند.

و اما آیات 54 تا 58 سوره نمل را ملاحظه کنیم که در غالب عبارات با آیات سوره اعراف مشترکند؛ وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْیَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ فَأَنجَیْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِینَ وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِینَ

در آیه اول سورۀ نمل در این خصوص لوط خطاب به قومش می‌پرسد:

آیا شما مرتکب فحشاء می‌شوید و حال آنکه می‌بینید چه نتایج سوئی دارد. بصیرت به زشتی کار دارید. در آیه دوم ضمن تکرار همان مطلب سورۀ اعراف، در پایان آیه، تأکید می‌کند که شما مردمانی نادان هستید، یعنی از منافع احکام الهی و مصالح فردی، خانوادگی و اجتماعی خود ناآگاهید.

آیات سوم و چهارم، یعنی 56 و 57 نمل در دو سه کلمه با آیات 82 و 83 سوره اعراف اختلاف دارد. و در آیه 58 همانند آیه 84 سورۀ اعراف از باران عذاب سخن می‌گوید با این تفاوت که در سورۀ نمل وصف باران عذاب را هم کرده و فرموده است: چه بد است بارانی که بر قوم انذار شده می‌بارد.

قومی که مورد امر و نهی رسول الهی قرار گرفته است ولی پشت کرده و به سخن رسول وقعی ننهاده.

و اما آیات سوره عنکبوت از 28 تا 30: وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَ أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَتَأْتُونَ فِی نَادِیكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ قَالَ رَبِّ انصُرْنِی عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ

باز هم محتوی همانند آیات دو سورۀ دیگر است ولی نکات جالب توجه دیگری را هم مطرح ساخته است، از جمله اینکه لوط دو خصوصت دیگر قوم را بر ملا می‌سازد، یکی اینکه می‌گوید: شما راه زنید، قطع سبیل می‌کنید. هم راه خدا و احکام او را که دستور داده است با زنان نکاح کنید قطع می‌کنید، راه حلال را می‌بندید و راه حرام را باز می‌کنید، و هم اینکه راه زنی کرده مال مردم را به دزدی می‌برید و در باشگاه و محل اجتماع خود مرتکب اعمال زشت می‌شوید. این دو ویژگی به عبارات دیگر در آیات عدیده مذکور گشته است، مثل آیه 99 آل عمران: قُلْ یَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا. بگو ای اهل کتاب چرا می‌بندید راه خدا را و می‌خواهید به کژی رود؟

و در آیه 86 اعراف شعیب خطاب به قوم خود می‌گوید:

وَلاَ تَقْعُدُواْ بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا. بر سر هر راهی بنشینید که بترسانید و ببندید راه خدا را برای هر کس که ایمان به او آورده و کژ کردن آن راه را بخواهید.

و اما جواب قوم لوط هم در قسمت اخیر آیه 29 جالب و جدید است. ایشان از لوط می‌خواهند اگر راست می‌گوید عذاب خدا را برای ایشان بیاورد.

در سورۀ شعراء گروه دیگری از آیاتند که باز هم متضمن دعوت لوط از قومش می‌باشد که از آنها می‌خواهد پرهیز از معصیت خدا را پیشه کنند و اطاعت او را نمایند. لوط از مردمان خود می‌پرسد آیا هم جنس گرایی می‌کنید و حال آنکه آنچه را پروردگارتان از همسرانتان آفریده است رها می‌سازید و این نشانه این است که شما مردمانی تجاوز گرید و من از این کار شما شدیداً متنفرم و بغض آلوده. از خدای می‌خواهد که خودش را و اهلش را از عملی که آنها مرتکب می‌شوند نجات دهد.

أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ یَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ قَالَ إِنِّی لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِینَ رَبِّ نَجِّنِی وَأَهْلِی مِمَّا یَعْمَلُونَ (165 تا 169 شعراء)

و باز، با توجه به این گروه از آیات، که خدای تعالی از زبان لوط، هم جنس بازی را عملی ضد تقوی می‌داند و عاملانش را متجاوز می‌خواند و لوط از عمل آنها اظهار تنفر و بغض شدید می‌نماید و نجاتش را از این کردار ناشایست از خدای طلب می‌کند، می‌توان ادعاء کرد که هم جنس بازی همانند نکاح است و خداوند در کتاب مجیدش مهر تأیید بر آن زده است؟!

حال می‌توانیم مقایسه‌یی هم بکنیم بین زنا و لواط در قرآن. در آیات پیشین ملاحظه کردیم که خدای تعالی لواط را «فاحشه» خوانده است، و در آیه 32 سوره اسراء هم می‌بینیم که زنا را فاحشه قلمداد کرده و آن را بدترین راه دانسته است و از مؤمنان خواسته به آن نزدیک نشوند، یعنی حتی در ذهن و خیال خود هم بدان نیاندیشند. وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِیلًا. در آیات دیگر ارتکاب فحشاء را منوط کرده است به فرمان شیطان و از مردم خواسته است از دستورات او پیروی نکنند که او دشمن آشکار شما است. به آیات 168 و 169 بقره نگاه می‌کنیم.

یَا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلًا طَیِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ إِنَّمَا یَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ.

پس شیطان شما را به کار دیگری نیز وادار می‌سازد و آن اینکه به خدا نسبت دهید آنچه را که نمی‌دانید.

و بگویید که حکم هم جنس گرایی و لواط همانند حکم نکاح است و به آیات کتاب هم استناد کنید. آیا این همان نسبت دادن دروغ به خدا از سَرِ جهل و نادانی نیست؟

در آیه 28 سورۀ اعراف خدای تبارک و تعالی به پیامبرش فرمان می‌دهد که مردم را مخاطب ساخته بگوید: که خدا فرمان به فحشاء نمی‌دهد و بپرسد که آیا به خدا نسبت می‌دهید آنچه را که نمی‌دانید؟! قُلْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

پس آفریدگار عالم به چه فرمان می‌دهد. پاسخ این سؤال در آیه 90 سروه نحل آمده است که: إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ. همانا خدا فرمان می‌دهد به عدل و احسان و رسیدگی به نزدیکان و باز می‌دارد از فحشاء و منکر و تجاوزگری، خدا شما را اندرز می‌دهد باشد که پند گیرید.

آیا آن کس، که علیرغم این همه آیات بینات در ذکر زشتی و ناپسندی فاحشه و فحشاء، این عملی که حتی نمی‌توان نام حیوانی بر آن نهاد، را مجاز می‌داند و جوازش را هم به کتاب خدا نسبت می‌دهد، مصداق دو آیه زیر نمی‌باشد: آیه اول قسمت نخست آیه 28 سوره اعراف است که می‌فرماید: وَإِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَیْهَا آبَاءنَا وَاللّهُ أَمَرَنَا بِهَا...

و هرگاه که مرتکب فاحشه‌یی شدند گفتند پدران خود را بر این راه یافتیم و خدا ما را به انجام آن فرمان داده است...

و دوم آیه 19 سورۀ نور است: إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

همانا کسانی که دوست دارند فاحشه در بین کسانی شایع گردد که ایمان آورده‌اند مر ایشان را عذابی دردناک است. هم در دنیا و هم در آخرت، و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.

اگر قرار بود آیه 21 سورۀ روم، که برای اثبات تساوی نکاح زن و مرد و مرد با مرد آورده‌اند، به این معنی صحت داشته باشد، خدای تعالی در چند آیه هم جنس گرایی را فاحشه قلمداد نمی‌کرد، یعنی برابر دانستن لواط با زنا نه نکاح با هم جنس گرایی. و سپس آنکه اگر لواط ونکاح از منظر الهی برابر بودند هرگز در وصف پرهیزگاران در آیه 135 آل عمران نمی‌فرمود: وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ.

و آنان که هرگاه فاحشه‌یی مرتکب شدند یا ستمی در حق خویش روا داشتند خدا را یاد کردند و برای گناهانشان طلب آمرزش کردند، و چه کسی جز خدا گناهان را می‌آمرزد، و نیز پافشاری بر تکرار بدیهایی که کرده‌اند ندارند و خود این را می‌دانند.

خدای علیم حکیم تمامی فواحش پیدا و پنهان را حرام فرموده، آیه 33 اعراف؛ قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ و دستور داده است به آنها نزدیک نشویم، در آیه 151 انعام؛ ... وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ.

فحش و فاحشه و فحشاء در لغت به معنای عملی است که آثار انجام آن و مفاسدش به دیگران هم سرایت کند و همه جامعه را کم کم فروگیرد. که همین مفهوم عذاب دنیوی است. و منکر، عملی است که زشتی و آثار سوء آن فقط شخص فاعل را فرا می‌گیرد.

اما اکنون که جوامع بشری، دچار آثار سوء هم زنا و هم لواط یا هم جنس گرایی هستند چه باید کرد؟! ظاهراً برای ممانعت از وقوع این دو فاحشه و فواحش دیگر، قرار نیست معجزه‌یی واقع گردد. جز آنکه عقلانیت بشر آنقدر به سمت تعالی و رشد برود و آنقدر عذاب کردارهای ناشایست خود را بچشد، تا الگوها و مواعظ اخلاقی الهی را به عنوان چاره ساز بدبختی‌های خود بپذیرد و به آن ایمان آورد و مورد عمل قرار دهد. نکته اخیر آنکه حکم سنگسار برای زانی و زانیه در کتاب حکیم نیامده و برای لواط هم به همان آزاری که برای زنا ذکر فروده اکتفاء کرده است.

وَاللَّذَانَ یَأْتِیَانِهَا مِنكُمْ فَآذُوهُمَا (نساء16) و آن دو کس که چنین کنند پس ایشان را آزار دهید.


برچسب ها: لوط و قومش ، عمل قوم لوط ، پرسش و پاسخ پیرامون همجنسگرایی ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر